Friday, September 02, 2005

بدون عنوان

ما انديشيدن مان را جار می زنيم!
ما توانايی ها مان را به رخ ديگران می کشيم
ما ساعات طولانی را به صحبت کردن راجع به افکار و عقايدمان می گذرانيم
ما خود را برای هم می آراييم

من خودم را دوست دارم، گاهی وقت ها عاشق خودم هستم
گاهی می خواهم خودم نباشم که اين خودشيفته گی را تعبير ديگری کنم
من خودم را به رخ خودم می کشم
من خود را برای خود می آرايم

هر جا که نگاه می کنم معجون فاضلاب گونه اي در سفره اي رنگين.
هاه، نگاه کن اينجا منم ،سفره اي رنگين ميان فاضلاب

تا در درون سفره چه باشد

فريب خوردگی و اعتياد به فريب، تنها حقيقت تفاهم ماست شايد.

2 comments:

Hossein Azizpour said...

مگه می شه چند حقیقت داشت؟ یا اصن حقیقت داشت؟

ME said...

haghighat tafahom - tafahom haghighi !
shomaa ziaad sakht nagir :D
haghighat o bokon raasti dar hadde maghdour va baa daanesh fe'li!;)