Monday, August 15, 2005

حساسيت های من

متوجه شدم که حساسيت فقط توی روابط رمانتيک و شبهه رمانتيک نيست که به وجود مياد لااقل در مورد من چيزی که بيشترين حساسيت رو در روابط انسانی و اجتماعی ايجاد می کنه اينه که از ظرفيت های اون روابط به درستی استفاده نشه، دقيق تر اين که واقعيت مورد بحث با تصوير محتملش در ذهن من تفاوت زيادی داشته باشه. به نظر اين حساسيتی منطقی مياد ولی واقعاً آزاردهنده است چون جايی برای ابراز نداره حتی شايد امکان درکش برای خيلی ها وجود نداشته باشه به هر حال نمی تونم واقعيت وجود اختلاف های ساختاری بين خودم و ديگران رو انکار کنم گرچه خيلی دلم ميخواست می تونستم. کاری ش نمی شه کرد ، آش کشک خاله ست! ميگن وقتی نمی شه واقعيت رو تغيير داد بهتر بهش خوش بين باشی، نمی دونم اين جمله تا چه حد درسته، ولی چيزی که برام مسلّمه اينه که اين جمله از اين واقعيت آش کشکی ناشی می شه که آدم -حتی بعد از مرگش- بايد رابطه اي با اين واقعيات داشته باشه حتی می تونم ادعا کنم که تعريف آدم با ارتباطش با واقعيت اطرافشه که ممکن می شه؛حالا اين رابطه می تونه قبول واقعيت باشه می تونه يه جورحل شدن در واقعيت باشه می تونه انکار اون از طريق انتقاد از اون باشه ، شايد حتی واقعيت گريزی و عناد با واقعيت رو بشه از اين انکار تو'ام با انتقاد جدا کرد؛ به هر منظورم اينه که بی واقعيتی ممکن نيست و به اشکال مختلف در رابطه اي خصمانه با اون بروز پيدا می کنه . شخصاً فکر می کنم انتقاد بهتر از عناد باشه

1 comment:

Aida said...

nemidounam iin post ro vase iin doos daram ke khodam ham kheili iinjouriam,
ya vase iinke to kheili khoub neveshti,
vali iinke ma hich vaght to ravabetemoun rok ,sadegh o roshan nistim,
man o kheili azar mide.
hatta to bayan entezaratemoun!tavaghoe darim ke taraf moghabel iin ro befahme.
shayad shedate hassasiatesh to ye ravabet ramontic ziade.
shayad ma,ya haddeagahl man ,dige kheili az iin ghazie zade shodim..onam bedoun hich lozoumi!